تبليغاتX
سروش آسمانی

سروش آسمانی

دلنوشته هاو مطالب مذهبی علمی

فردوسی ، شاعر ملی و دینی

به تازگی در مطبوعات، جدلی شکل گرفته که از پیشنهاد نماینده ای از مجلس شورای اسلامی و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی آغاز گردید . گروهی موافق این تصمیم گیری و بسیاری از شاعران کلاسیک و نوپرداز و ادبای مشهور مخالف آن بوده اند و کلا آن را یک گزینش خام اندیشانه در قلمرو ادبیات ملی دانسته اند که با افکار عمومی در چالش قرار می گیرد .

موضوع، مربوط به گزینش استاد شهریار به عنوان شاعر ملی و اعلام روز وفات ایشان به عنوان روز ملی شعر در ایران است .

مسلما شهریار غزلسرای درخشان معاصر ماست . داستان مربوط به رؤیای صادقانه آیت الله العظمی مرعشی، مزید احترام او در قلوب مسلمانان است و به ایشان جایگاهی رفیع می بخشید و او را شاعری تایید شده از جانب معصوم (ع) معرفی می کند . شعر ارجمند «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را» ، بی تردید با سروده دردبار محتشم کاشانی قابل مقایسه است و از نظر ظرایف و صنایع و درخشش شعری چه بسا از آن جذاب تر است .

اما شاعر ملی، تعریفی دارد که در همه جای دنیا به آن پایبندی نشان می دهند و هر شاعر، هر چند بزرگ و عزیز و دین پرور، را نمی توان شاعر ملی خواند . آن شاعر که در بلند آوازه کردن نام ایران در جهان، و هویت بخشی و تحکیم شالوده وحدت ملی و زنده نگاه داشتن فرهنگ و به ویژه زبان مردم ایران کاری کارستان کرده، شاعر ملی ایران محسوب می شود; شاعری که جمیع این ویژگی ها را حفظ کرده باشد، ابوالقاسم فردوسی است . هر چند نگارنده حافظ را بزرگ ترین شاعر ایران می داند، اما به دلایل گفته شده میان شاعر بزرگ و شاعر بزرگ ملی تفاوت می گذارد که از این نظر، فردوسی بر دیگر شاعران پیشی می گیرد .

دلایل این مدعا را در برآیند گزاره های زیر می توان جست:

1 . فردوسی مشهورترین شاعر شیعه ایران است . او را رافضی دانسته اند و به سبب شیعه بودن، مورد آزار سلاطینی قرار داشته که به سرکوب شیعیان مشغول بودند . پنهان کردن شیعه بودن فردوسی یکی از ظلم هایی بزرگ در حق اوست .

2 . کتاب فردوسی خداینامه یا خوتاینامک نام دارد که به خطا دیگران آن را شاهنامه خوانده اند . مهم ترین ویژگی کتاب شعر عظیم فردوسی در سه حوزه است; الف . زنده نگاه داشتن و معماری بی گزند زبان فارسی; ب . روایت تشکل و شکل گیری قدرت سیاسی که شالوده هویت ملی ایران باستان است که پیش از اسلام، یک ملت کوچنده (آریایی ها) بوده است; ج . ساختن یک تراژدی بزرگ که در دنیا به اندازه مشهورترین تراژدی هایی که انسان آفریده، یعنی ایلیاد و ادیسه، نامدار است . او را شاعر حماسه سرای تراژیک می شناسند .

3 . سوء تفاهم بزرگ که در دهه های اخیر در ایران شکل گرفته و منشا آن انواع نگرش های لیبرالی و چپ و سلطنت طلبانه بوده، تحریف حقیقت فردوسی و رویارو قرار دادنش با اسلام است . این بزرگ ترین تحریف تاریخی - اعتقادی درباره شاعری مظلوم است که متاسفانه از سوی افراد کم دانش تکرار می شود .




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 8:17  توسط مسافر  | 

ولادت امام هشتم مبارک باد

ولادت

امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) بنا به نقل کلینى و شیخ مفید در یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ هـ ق در مدینه منوره تولد یافت. پدرش موسى بن جعفر(علیه السلام) و مادرش نجمه خاتون بود. گویند نجمه را آغاز تکتم مى نامیدند و پس از ولادت امام رضا او را طاهره لقب دادند. شیخ مفید و کلینى از هشام بن احمد نقل کرده اند که گفت:

حضرت موسى بن جعفر به من فرمود: آیا خبر دارى که کسى از برده فروشان مغرب آمده باشد؟ گفتم نه. حضرت فرمود: چرا آمده است، بیا نزد او رویم. به اتفاق حضرت به محل برده فروشان رفتیم: مردى را دیدم که بردگانى چند همراه داشت. به او گفتیم بردگانت را به ما نشان بده. او هفت کنیز آورد که حضرت هیچ یک را نخواست و فرمود کنیز دیگرى بیاور. برده فروش گفت جز یک کنیز بیمار کنیز دیگرى ندارم. حضرت فرمود: چه اشکال دارد که آن را نیز به ما نشان دهى. برده فروش امتناع کرد و حضرت برگشت. روز بعد مرا فرستاده و فرمود همان کنیز بیمار را به هر قیمتى که گفت خریدارى کن. من پیش او رفتم و مرد گفت کنیز را به کمتر از فلان مبلغ نمى فروشم. گفتم به همان قیمت او را خریدارم. مرد گفت از آن تو باشد و سپس پرسید آن مردى که دیروز همراه تو بود که بود؟ گفتم مردى از بنى هاشم گفت از کدام خانواده بنى هاشم. گفتم بیش از این اطلاع ندارم. مرد گفت من این کنیز را از دورترین نقاط آفریقا خریده ام. زنى از اهل کتاب به من گفت این دختر پیش تو چه مى کند؟ گفتم او را به کنیزى براى خود خریده ام. گفت سزاوار نیست که این کنیز نزد تو باشد، بلکه او باید نزد بهترین مرد روى زمین باشد و پس از مدت کوتاهى پسرى آورد که در مشرق و مغرب مانندش نباشد. هشام گوید: من او را پیش  امام بردم، پس از چندى حضرت رضا(علیه السلام) از او متولد گردید.

کنیه امام هشتم، ابوالحسن مى باشد و آن حضرت را ابوالحسن الثانى مى گویند. مشهورترین لقب او رضا و القاب و عناوین دیگرى نیز مانند صابر، فاضل، وفى، رضى و… براى آن حضرت نقل شده است. بزنطى گوید امام جواد مى فرمود حق تعالى پدرم را به «رضا» مسمى گردانید براى اینکه او پسندیده خدا بود در آسمان و پسندیده رسول و ائمه اطهار بود در زمین و همه از او خوشنود بودند و او را براى امامت پسندیدند.

بزنطى در ادامه مى گوید: عرض کردم مگر همه پدران شما پسندیده خدا و رسول و امامان نبوده اند. فرمود بلى. گفتم: پس چرا فقط او را در میان آنها به این نام ملقب گردانیدند؟ فرمود: براى اینکه از او دوست و دشمن هر دو راضى بودند و اتفاق دوست و دشمن بر خشنودى، مخصوص آن حضرت بود، بدین جهت او را بدین اسم مخصوص گردانیدند.

حضرت دوران کودکى و جوانى را در مدینه طیبه که مهبط وحى بود در خدمت پدر بزرگوارش سپرى کرد و مستقیماً تحت تعلیم و تربیت امام هفتم قرار گرفت و علوم و معارف و اخلاق و تربیتى را که حضرت کاظم از پدرانش به ارث برده بود، به او آموخت. حدود ۳۵ سال در سایه پدر زیست و از خرمن فیضش خوشه ها چید. در این مدت، استعداد خدادادى خود را براى پذیرش مقام امامت که منصب الهى است به ظهور رسانید و پدرش نیز در دوران حیات خود مکرر بدین مطلب اشاره کرد و از بین تمام فرزندان خویش او را به فرمان الهى براى جانشینى خود معرفى کرد. دانشمند لبنانى، احمد مغنیه، در خصوص این دوران از زندگانى امام رضا چنین مى نویسد:

امام هشتم ۳۵ سال در حیات پدر بزرگوارش زندگانى کرد که قسمت اعظم آن در دوره هارون الرشید بود و پدرش در حبس هارون بود. گاهى در زندان بغداد و گاهى در زندان بصره عمر مبارکش مى گذشت. امام رضا این ظلم ها را مى دید و سر بر زانو غم نهاده و نمى توانست به کسى اظهار دارد. روزگار رضا بسیار شبیه به روزگار پدران او بود که یک سر آن به على بن ابیطالب و طرف دیگرش متصل به ائمه اطهار(علیهم السلام)بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 مهر1390ساعت 13:57  توسط مسافر  | 

حضرت رقیه (ع) | دختر امام حسین (ع)





تاريخ شهادت: 5 صفر سال 61 هجري قمري
شناسنامه حضرت رقيه
حضرت رقيه فرزند امام حسين عليه السلام است . بر اساس نوشته‏ هاي بعضي کتاب‏هاي تاريخي، نام مادر حضرت رقيه(عليهاالسلام)، امّ اسحاق است که پيش‏تر همسر امام حسن مجتبي (عليه‏السلام) بوده و پس از شهادت ايشان، به وصيت امام حسن (عليه‏السلام) به عقد امام حسين (عليه‏السلام) درآمده است. در مورد تاريخ تولد حضرت رقيه چيزي معلوم نيست.


خواهران حضرت رقيه عليه السلام
در تعداد دختران امام حسين و نامهاي آنها اختلاف وجود دارد. آنچه از منابع بدست مي آيد امام حسين عليه السلام داراي چهار دختر بنامهاي فاطمه کبري، فاطمه صغري، سکينه و رقيه بوده است.
اصل وجود دختري چهار ساله براي امام حسين عليه السلام در منابع شيعي آمده است در کتاب کامل بهائي نوشته علاء الدين طبري (قرن ششم هجري) قصه دختري چهار ساله که در ماجراي اسارت در خرابه شام در کنار سر بريده پدر به شهادت رسيده، آمده است. اما در مورد نام او، آيا رقيه بوده يا فاطمه صغري و... اختلاف است.
لهوف سيد ابن طاووس و حضرت رقيه
يکي از کتاب‏هاي کهن که در زمينه حضرت رقيه مطالبي نقل نموده، کتاب اللهوف از سيدبن طاووس است. وي مي‏نويسد: «شب عاشورا که حضرت سيدالشهداء (عليه ‏السلام) اشعاري در بي وفايي دنيا مي‏خواند، حضرت زينب (عليهاالسلام) سخنان ايشان را شنيد و گريست. امام (عليه‏ السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم، ام کلثوم و تو اي زينب! تو اي رقيه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر داريد [و به ياد داشته باشيد] هنگامي که من کشته شدم، براي من گريبان چاک نزنيد و صورت نخراشيد و سخني ناروا مگوييد [و خويشتن دار باشيد.

سن حضرت رقيه و تاريخ شهادت ايشان
مشهور اين است که ايشان سه يا چهار بهار بيشتر به خود نديده و در روزهاي آغازين صفر سال 61 ه .ق، پرپر شده است.
چگونگي شهادت و مرقد مطهر حضرت رقيه
بعد از واقعه عاشورا دشمن تمام کساني را که زنده مانده بودند ، اسير کرد. ميان اين اسرا، يک دختر کوچک هم ديده مي ‏شد. اين دختر کوچک رقيه بود. رقيه دختر امام حسين عليهاالسلام که حالا بعد از شهادت پدرش به همراه عمه ‏اش زينب و اسراي ديگر به طرف شام مي ‏رفت.
از داخل خرابه هاي شام، صداي يک کودک به گوش مي ‏رسيد. تمام کساني که در ميان اسرا بودند، مي ‏دانستند که اين صداي رقيه دختر کوچک امام حسين است. رقيه از خواب بيدار شده بود و سراغ پدرش را مي ‏گرفت. گويا خواب پدرش را ديده بود. در اين حال يزيد، دستور داد سر امام حسين عليه‏ السلام را به رقيه نشان بدهند. وقتي حضرت رقيه عليهاالسلام سر بريده پدرش امام حسين عليه‏ السلام را ديد، با فرياد و ناله خودش را روي سر بريده پدرش انداخت و همان جا، از دنيا رفت.
مرقد مطهر حضرت رقيه عليها السلام در سوريه نزديک به قبر حضرت زينب عليها السلام است
این جا خرابه های شام، منزلگاه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش های پدر را می خواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه. امشب رقیه سه ساله است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیه السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه بارها می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...
تو را چه بنامم رقیه جان، که ناب تر از شبنم‏های صبحگاه بر گلبرگ تاریخ نشسته ای. تو را چه بسرایم که آوازه برکت و کرامتت، موج وار، همه دل ها را به تلاطم در آورده است. تو را چه بنامم که بیش از سر بهار در آغوش بابا، طعم زندگی را نچشیدی و مانند او، غریبانه از غربت این غریبستان خاکی بار سفر بستی. پس سلام بر تو، روزی که به عالم خاکی گام نهادی و روزی که به افلاک پر کشیدی.
رقیه کوچک و یادگار امام حسین علیه السلام ، پس از رحلت در خرابه شام، همان جا مدفون گردید، کم کم مقبره ای به روی قبر بی چراغ او ساخته شد و بارگاهی برای عاشقان شد. حرمش، میعادگاه عاشقان دل سوخته اباعبداللّه است. بوی حسین، از هر گوشه اش روح و جان را می نوازد. نیازمندان، دست حاجت به سویش دراز می کنند و خسته دلان بار سنگین دل را در کنار او می گشایند. زیارت حرم و بارگاهش آرزوی هر دل داده ای است.


زائرين قبر من اين شـام عـبرتخانـه اسـت
مدفنم آباد و قصر دشـمنم ويـرانه اسـت
دخترى بودم سه سـاله دستــگير و بی پـدر
مرغ بی بـال و پرى را اين قفس كاشانه است
داشتم من بسترى از خاك و بالينى ز خـشت
همچو مرغى كو بسا محروم از آب و دانه است
تكيه میزد او به تخت سلطنت با كبر و وجـد
اين تكبر ظالمـان را عـادت روزانـه اسـت
بر تن رنجور مـن شد كهنـه پيراهـن كـفن
پر شكسته بلبلى را ايـن خــرابه لانه است
محو شد آثـار او تـابنـده شـد آثـار مـن
ذلت او عـزت من هـر دو جـاويدانه است
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 دی1389ساعت 16:46  توسط مسافر  | 

زيارت آنلاين امام حسين (ع)

براي زيارت آنلاين امام حسين (ع) روي گزينه ورود كليك كنيد از خوبي هاي اين زيارت آنلاين اين است كه با سرعت كم اينترنت هم سازكاري دارد و با كمترين اخلال زيارت را نمايش ميدهد

ورود به زيارت آنلاين امام حسين (ع)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 شهریور1389ساعت 21:34  توسط مسافر  | 

عجایب هفت‌گانه جهان

 

عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به هم عصران خود معرفی کند. نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده‌است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...
تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.
چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.
فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده‌است.
شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده‌است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است:

1 . فانوس دریایی اسکندریه

فانوس دریایی اسکندریه Seven Wonder of World

فانوس دریایی اسکندریه هفتمین مورد عجایب هفتگانه جهان است که در مصر قرار داشت. برجی که برفراز آن آتشی بود تا شبها راهنمای ملوانان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد. این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و از همین جاست که کلمه فار به معنای چراغ دریایی را برای این نوع ساختمانها و مناره‌هایی که چراغ دریایی بر فراز آن است به کار می‌برند. برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر، یعنی «بطلمیوس دوم» (۲۴۷ – ۳۰۴) قبل از میلاد به وسیله معماری به نام «سوسترات» ساخته شد. آنچه تاریخ درباره ارتفاع برج ذکر کرده‌است باور کردنی نیست. یونانی‌ها می‌گویند در حدود ۲۷۲ متر ارتفاع داشته، ولی اعراب که ۱۰ قرن بعد توانستند قدم به مصر گذارند گفته‌اند ارتفاع خرابه برج دریایی اسکندریه به ۱۶ متر می‌رسید. این برج روی پایه‌ای چهارگوش که ۶۹ متر ارتفاع آن بوده از دیواری ۸ ضلعی و ۳۸ متری بالا رفته‌است که برج ۹ متری دیگری روی آن بنا شده‌است که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتوافکن بود. فانوس دریایی اسکندریه برفراز برج عظیم آن روشن بوده و این برج تا قرن ۱۲ جایگاه فانوس دریایی بوده‌است. در سال ۱۳۷۵ میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اسکندریه و سایر نقاط اطراف آن روی داد، برج دریایی اسکندریه زیر و رو شد و ازخرابه‌های آن هم چیزی به دست نیامد. گفته می‌شود بر روی برج یک آینه غول پیکر نصب بوده‌است.

2 . هرم بزرگ جیزه

هرم بزرگ جیزه Seven Wonder of World

هرم بزرگ جیزه (اسامی دیگر: هرم خوفو، هرم خئوپس) در مصر تنها بازمانده عجایب هفتگانه جهان به شمار می‌آید. پندار بر اینست که این هرم آرامگاه فرعون خوفو از دودمان چهارم بوده‌است. از اینرو به این هرم، هرم خوفو هم گفته می‌شود. این هرم در شهر قاهره مصر واقع شده‌است و قدمت آن به ۲۹۰۰ ق.م. می‌رسد. ساخت آن توسط ۱۰۰٫۰۰۰ نفر کارگر در مدت ۲۰ سال به اتمام رسیده‌است.
این هرم که همراه با دو هرم کوچک‌تر در خارج از قاهره - در مصر- قرار دارند، به دستور خوفو یا خئوپس، فرعون سلسله چهارم، ساخته شد. مصریان باستان به زندگی پس از مرگ اعتقاد فراوانی داشتند و این هرم در واقع مکان مقبره و محل زندگی فرعون پس از مرگ او به شمار می‌آمده‌است. از آنجایی که گنجینه فرعون نیز همراه با او در این هرم قرار داده می‌شد، راه ورود به مقبره بسیار پیچیده و تودرتو است و تعداد زیادی از سازندگان و مهندسین آن نیز در راهروهای آن ناپدید شدند. هرم در اصل ۱۴۷ متر ارتفاع داشته‌است که در حال حاضر در اثر فرسایش، به حدود ۱۳۷ متر رسیده‌است. هر ضلع قاعده هرم ۲۳۰ متر طول دارد و در ساخت آن از حدود ۲٬۳۰۰٬۰۰۰ بلوک به وزن متوسط ۲٫۵ تن استفاده شده‌است. تاریخ اتمام این بنای عظیم حدود ۲۶۸۰ قبل از میلاد تخمین زده شده‌است. هرم جیزه تنها بازمانده عجایب هفت گانه‌است.

3 . تندیس غول‌پیکر رودس

تندیس غول‌پیکر رودس Seven Wonder of World

غول رودس نام تندیسی است از هلیوس (Helios) خدای خورشید ‐ که بقولی در ورودی بندر شهر رودس در یونان، قرار داشته است و به همین دلیل به غول رودس معروف گشته‌است. این تندیس، علی رغم اینکه پس از ساخته شدن تنها ۵۶ سال پابرجا بود، از سوی غربیان به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان اعلام شده است. بنا به گفته تاریخ نگاران این تندیس عظیم حتی در زمانی که بر روی زمین افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بود. این غول تنها یک تندیس عظیم نبود بلکه نماد اتحاد مردم رودس به شمار می‌رفت.
یونان باستان در بیشتر دوران تاریخی خود، شامل ایالاتی با قدرت محدود بوده است. جزیره رودس شامل سه ایالت یالیسوس (Ialysos)، کامیروس (Kamiros) و لیندوس (Lindos) بوده است. در ۴۰۸ پیش از میلاد، این شهرها با هم متحد شده و یک قلمرو با پایتخت واحد به نام رودس، به وجود آوردند. این شهر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفته بود و با مصر مراودات تجاری داشت. در سال ۳۰۵ قبل از میلاد آنتیگونی‌های مقدونیه ، رودس را محاصره کرد تا این ارتباط تجاری را از بین ببرد.
آنها هرگز موفق نشدند به داخل شهر نفوذ کنند و پس از امضای قرارداد صلح در سال ۳۰۴ قبل از میلاد، آنتیگونی‌ها محاصره را ترک کردند و مقدار هنگفتی جنگ افزارهای گرانبها برجا گذاشتند. اهالی رودس این غنایم را فروختند و به افتخار اتحاد خود، با پول آن تندیس عظیم را بنا کردند. ساختن این تندیس ۱۲ سال طول کشید و در سال ۲۸۲ قبل از میلاد به پایان رسید. سالها این تندیس در ورودی بندر پابرجا بود تا زمین‌لرزه شدیدی به شهر آسیب فراوان رساند و تندیس را از ضعیفترین بخش آن - زانوهای غول - شکست.
امپراتور مصر هزینه تعمیر آن را به عهده گرفت اما یک پیشگو، عمل بازسازی را منحوس خواند و در نتیجه پیشنهاد امپراتور پذیرفته نشد. باقیماندهٔ تندیس بیش از ۸۰۰ سال بر خاک افتاده بود تا اینکه عربها به فرماندهی معاویه پسر ابوسفیان، در سال ۶۵۴ پس از میلاد مسیح به رودس هجوم بردند. آنها بقایای تندیس را از هم باز کردند و به یک بازرگان یهودی اهل سوریه فروختند. گفته شده است که ۹۰۰ شتر این بار عظیم را به سوریه حمل کردند.

4 . نیایشگاه آرتمیس

نیایشگاه آرتمیس Seven Wonder of World

نیایشگاه آرتمیس، یکی از عجایب هفتگانه جهان است. این بنا در سال ۵۵۰ قبل از میلاد در ترکیه کنونی ساخته شده‌است. این نیایشگاه هم‌اکنون در نزدیکی شهر سلجوق و بناهای تاریخی افسوس قرار دارد.
معبد آرتمیس در شهر افه‌سوس (Ephesus) در حدود ۵۰ کیلومتری شهر ازمیر (Izmir) ترکیه قرار داشته‌است. این معبد به عنوان زیباترین بنای روی زمین شناخته می‌شده‌است وبه همین دلیل در میان عجایب هفت گانه جا دارد.
هرچند که زیربنای باقی مانده از این معبد تاریخ ساخت آنرا قرن هفتم قبل از میلاد مشخص می‌کند. اما راه یافتن معبد آرتمیس در فهرست عجایب هفتگانه به حدود ۵۵۰ قبل از میلاد مربوط می‌شود. این بنا که به آن معبد بزرگ مرمرین گفته می‌شود، توسط کروسوس (Croesus) شاه لیدی به کرسیفون (Chersiphron) معمار یونانی سفارش داده شد. معبد با مجسمه‌های برنزی که توسط ماهرترین مجسمه سازان آن زمان ساخته شده بودند تزئین شده بود. هنرمندانی نظیر فیدیاس (Pheidias)، پلی کلیتوس (Ploycleitus)، کرسیلاس (Kresilas) و فرادمون (Phradmon).
بازرگانان، جهانگردان، صنعتگران و پادشاهان از این محل مقدس دیدن می‌کردند و احترام خود را با آوردن هدایای مختلف ابراز می‌نمودند. تحقیقات اخیر باستان شناسی به یافتن تعدادی از این هدایا که شامل مجسمه‌های طلا و عاج آرتمیس، گوشواره‌ها، دستبندها و گردنبندهایی زیبا اثر صنعتگران دنیاهستند منجر شده‌است.

5 . تندیس زئوس

تندیس زئوس Seven Wonder of World

ندیس زئوس خدای یونان در المپیا یکی از عظیم‌ترین تندیس‌های جهان و از عجایب هفت‌گانهٔ دنیای قدیم بوده است. در دوران باستان المپیا مرکز مذهبی در جنوب غربی یونان بوده است. یونانیان باستان زئوس پادشاه خدایان را می‌پرستیدند و در زمان‌های مشخص به افتخار او جشن‌هایی برپا می‌کردند. در این جشن‌ها مسابقات ورزشی هم انجام می‌شد. تا آن‌جا که در تاریخ ثبت شده، نخستین بازی‌های المپیک در سال ۷۷۶ پیش از میلاد برگزار شده‌است و تا سال ۳۹۳ پس از میلاد یا تا سال ۴۲۶ پس از میلاد همچنان بازی‌ها برگزار می‌شد. برای مردمان دنیای قدیم این بازی‌ها خیلی مهم بودند؛ چندان‌که در زمان برگزاری مسابقات جنگ‌ها متوقف می‌شد تا شرکت کنندگان و تماشاگران بتوانند به آسانی خود را به محل مسابقات برسانند.

6 . باغهای معلق بابل

باغهای معلق بابل Seven Wonder of World

باغ‌های معلق بابل یا باغهای معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل)عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه می‌باشد. هردو این آثار ظاهراً به دستور بخت‌النصر دوم در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. این آثار در نوشته‌های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده‌است ولی همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته‌های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده‌است. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته ولی در حکاکی‌های موجود در آن نواحی روش‌های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغها احتیاج بوده‌است آورده شده‌است. این باغها برای خوشحال کردن همسر بخت‌النصر که بیمار بوده‌است ساخته شده‌اند. آمیتیس دختر ایشتوویگو و نوهٔ هُوَخشَترَه )پادشاهان ماد) با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می‌امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه‌ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد واژهٔ معلق که برای این باغها استفاده می‌شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها به‌وسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده‌اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه‌ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده‌است. استرابو در قرن اول قبل از میلاد می‌نویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل توخالی بوده‌اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه‌های این ستون‌ها شده‌است.

7 . آرامگاه هالیکارناسوس

آرامگاه هالیکارناسوس Seven Wonder of World

این آرامگاه میان سال‌های ۳۵۳ تا ۳۵۰ پیش از میلاد برای ماسول )به یونانی: Μαύσωλος )پادشاه کاریا و ساتراپ هخامنشیان ساخته شد. زمان ساخت آن در دوره‌ی سلطه‌ی اردشیر سوم بر منطقه است و بانی آن همسر و خواهر ماسول، آرتمیس دوم بود و پس از مرگ ماسول توسط معماران یونانی طراحی گردید. محل ساخت آن هالیکارناسوس) بودروم امروزی در ترکیه( است و خرابه‌های آن وجود دارد. آرامگاه آرتمیس نیز در همین ساختمان است. بدلیل آوازه‌ی این سازه، واژه‌ی Mausoleum در دوران پسین از روی نام ماسول ساخته و به آرامگاههای کشوری در انگلیسی و سایر زبانهای اروپایی اطلاق گردید. در فرانسوی به آن موزوله میگویند.

عجایب هفتگانه از چپ به راست بالا به پایین:هرم بزرگ جیزه، باغهای معلق بابل، نیایشگاه آرتمیس، تندیس زئوس، آرامگاه هالیکارناسوس، تندیس غول‌پیکر رودس و فانوس دریایی اسکندریه

عجایب هفتگانه از چپ به راست بالا به پایین:هرم بزرگ جیزه، باغهای معلق بابل، نیایشگاه آرتمیس، تندیس زئوس، آرامگاه هالیکارناسوس، تندیس غول‌پیکر رودس و فانوس دریایی اسکندریه

منبع : ویکیپدیا فارسی

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 شهریور1389ساعت 9:58  توسط مسافر  | 

نان و نور ( اينو اگه نخونيد، ضرر مي كنيد !!! )


این همه گندم، این همه کشتزارهای طلایی، این همه خوشه در باد را که می خورد؟ آدم است، آدم است که می خورد.
این همه گنج آویخته بر درخت، این همه ریشه در خاک را که می خورد؟ آدم است، آدم است که می خورد.
این همه مرغ هوا و این همه ماهی دریا، این همه زنده بر زمین را که می خورد؟ آدم است ، آدم است که می خورد.
هر روز و هر شب، هر شب و هر روز زنبیل ها و سفره ها پر می شود، اما آدم گرسنه است. آدم همیشه گرسنه است.



دست های میکائیل از رزق پر بود. از هزار خوراک و خوردنی. اما چشم های آدمی همیشه نگران بود. دست هایش خالی و دهانش باز.
میکائیل به خدا گفت: خسته ام ، خسته ام از این آدم ها که هیچ وقت سیر نمی شوند. خدایا چقدر نان لازم است تا آدمی سیر شود؟ چقدر !
خداوند به میکائیل گفت: آنچه آدمی را سیر می کند نان نیست، نور است. تو مامور آن هستی که نان بیاوری. اما نور تنها نزد من است و تا هنگامی که آدمی به جای نور، نان می خورد گرسنه خواهد ماند.
***
میکائیل راز نان و نور را به فرشته ای گفت. و او نیز به فرشته ای دیگر. و هر فرشته به فرشته دیگری تا آنکه همه هفت آسمان این راز را دانستند. تنها آدم بود که نمی دانست. اما رازها سر می روند. پس راز نان و نور هم سر رفت. و آدمی سرانجام دانست که نور از نان بهتر است. پس در جستجوی نور برآمد. در جستجوی هر چراغ و هر فانوس و هر شمع.

اما آدم، همیشه شتاب می کند. برای خوردن نور هم شتاب کرد. و نفهمید نوری که آدمی را سیر می کند نه در فانوس است و نه در شمع. نه در ستاره و نه در ماه.
او ماه را خورد و ستار ها را یکی یکی بلعید. اما باز هم گرسنه بود.
**
خداوند به جبرئیل گفت: سفره ای پهن کن و بر آن کلمه و عشق و هدایت بگذار.
و گفت: هر کس بر سر این سفره بنشیند، سیر خواهد شد.
سفره خدا گسترده شد؛ از این سر جهان تا آن سوی هستی. اما آدم ها آمدند و رفتند. از وسط سفره گذشتند و بر کلمه و عشق و هدایت پا گذاشتند.
آدم ها گرسنه آمدند و گرسنه رفتند. اما گاهی، فقط گاهی کسی بر سر این سفره نشست و لقمه ای نور برداشت. و جهان از برکت همان لقمه روشن شد. و گاهی ، فقط گاهی کسی تکه ای عشق برداشت و جهان از همان تکه عشق رونق گرفت. و گاهی، فقط گاهی کسی جرعه ای از هدایت نوشید و هر که او را دید چنان سرمست شد که تا انتهای بهشت دوید.
***
سفره خدا پهن است اما دور آن هنوز هم چقدر خلوت است.
میکائیل نان قسمت می کند. آدم ها چنگ می زنند و نان ها را از او می ربایند.
میکائیل گریه می کند و می گوید: کاش می دانستید، کاش می دانستید که نور از نان بهتر است.


+ نوشته شده در  دوشنبه 24 خرداد1389ساعت 11:25  توسط مسافر  | 

مشخصات الگوي فرهنگي جامعه اسلامي

 

       
 

الگو يا مدل فرهنگي جامعه اسلامي كه مبتني بر اصول و مباني اسلامي است داراي ويژگي هاي خاص ذيل است:

الف- جهان بيني توحيدي:


كه مهم ترين ويژگي انگاره ي فرهنگي ماست. جهان بيني توحيدي يعني درك اين كه جهان از يك مشيت حكيمانه پديد آمده و نظام هستي بر اساس خير و بركت در رحمت و رسانيدن موجودات به كمال شايسته شان استوار است. نظام هستي طبق اين جهان بيني ماهيت از اويي (انالله) و به سوي اويي و (انا اليه راجعون) دارد. اين نگرش به نفي تضاد، تناقض ميان روح و ماده، دنيا و آخرت، عقل و عقيده و مذهب اجتماع منجر مي شود. روح توحيدي همراه با معنويت و اخلاق سبب ارتباط و بهم پيوستگي و انجام تمام مجموعه هاي فرهنگي در جامعه ي اسلامي مي گردد.

ب- معنويت و اخلاق:


فرهنگ اسلام بر پايه معنويت و اخلاق قرار دارد.

ج- توجه به نيازهاي معنوي و مادي انسان:


در جهان بيني اسلامي تمامي ابعاد وجودي انسان مورد توجه قرار مي گيرد. عرفان، تكنولوژي، غرايز و ملكات اخلاقي، عبادت، سياست و همه و همه توامان در نظر گرفته مي شوند. در ساير مدلهاي فرهنگي ديگر معمولا به يكي از ابعاد معنويت يا ماديت توجه مي شود. به عنوان مثال در غرب اگرچه در تكنولوژي و دانش و رفاه دنيوي پيشرفت داشته اند اما از سلامت و خوشبختي حقيقي محروم مانده اند. اما در مدل فرهنگ اسلامي اولا آخرت گرايي را در متن زندگي دنيوي قرار داده، يعني راه آخرت از زندگي و مسئوليتهاي اجتماعي و دنيوي مي گذرد. در اين باره قرآن مي فرمايد: و لا تنس نصيبك من الدنيا: سهم خود را از دنيا فراموش نكن. (1)
ربنا آتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه (بقره 201)،
پروردگارا در زندگي اين دنيا و آخرت به ما سعادت ببخش.
و پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: لا رهبانيه في الاسلام (در اسلام رهبانيت و ترك دنيا جايي ندارد) الدنيا مزرعه الاخره (دنيا كشتزار آخرت است) (2)
و حضرت علي (ع) مي فرمايد: من لا معاش له لا معاد له (هر كه زندگي مادي ندارد، زندگي اخروي نيز ندارد) (3)
ثانيا دوري از لذت ها و نعمت هاي دنيا به جهت داشتن زندگي معنوي مورد نكوهش قرار گرفته است.

د- تأكيد بر عمل و اصل مسئوليت:


در اسلام اصل مسئوليت انسان و اين كه انسان نسبت به اعمال خوب و بد خود در برابر خداوند مسئول است مطرح است كه اين خود نشان از هدف و رسالت مهمي است كه انسان در زمين دارد. انسان بر حسب بينش اسلامي رسالت خليفه اللهي دارد. لذا هم مي بايست به عنوان مأمور در چارچوب قواعد و احكام الهي عمل نمايد و هم زمينه را براي كمال و سعادت خود فراهم آورد و اين دو ميسر نيست مگر از طريق عمل به احكام دين مبين اسلام.

و- تقوا محوري و اصل ارجمندي انسان ها در عمل و ايمان:


در مدل اسلامي تمايزات و اختصاصات قومي، نژادي، طبقه اي و ... حذف شده است. در قرآن به تكرار آمد است كه آفريدگار همه انسان ها را برابر آفريده است و تنها ملاك برتري انسان ها تقوا و تعهد وي است.
يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و أنثي جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقئكم ان الله عليم خبير (سوره حجرات آيه 13)

دولت و فرهنگ (سياسي فرهنگي و اهميت آن):


دولت ها با هر شكل و صورتي كه باشند مي بايست در زمينه هاي مختلف سياست گذاري نمايند، در زمينه فرهنگ نيز دولت ها در قالب سياست هاي فرهنگي تدابيري اتخاذ مي كنند، لذا در اجرا و اتخاذ سياست فرهنگي مي بايست به چند نكته توجه داشت:
1. تعيين سياست هاي فرهنگي بر اساس منافع ملي با توجه به منابع فرهنگي مذهبي - ملي و نه بر اساس منافع يك يا چند گروه خاص.
2. اعطاي آزادي عمل به نهادهاي واسطه و آفرينندگان هنري در اشاعه و انتقال فرهنگ و نه فقط حضور يك تنه ي دولت در مصادر فرهنگي.
3. پرهيز از انحصاري كردن همه يا برخي از رشته هاي فرهنگي و فعاليت هاي فرهنگي.
بنابراين اگر مباحث فرهنگي در جامعه بر اساس سياست هاي باز و قابل انعطاف فرهنگي باشد، يعني امكان دادن، تشويق كردن و ترغيب مردم در ساختن بناهاي فرهنگي آينده، مشاركت فعالانه و قلبي آنها در امور فرهنگي اولا سبب گسترش قلمرو فرهنگ مي شود، ثانيا نخبگان و برگزيدگان جامعه نيز ابتكار و خلاقيت بيشتري خواهند داشت. زيرا رها از هر قيد مي باشند. امروزه اعتقاد بر اين است كه دولت بايد دركنار ساير گروههاي اجتماعي به پخش و نشر فرهنگ كمك نمايد. فرهنگ مربوطه به حوزه ي عمومي و كلي جامعه است. البته اين گفتار نفي نظارت دولت نخواهد بود. دولت حافظ نظم اجتماعي است.

حفظ هويت ملت اساسي ترين سياست فرهنگي دولت ها:


امروزه بسياري از كشورهاي عليرغم مواجه با بحرانهاي سياسي، نظامي، اقتصادي كه از سوي جهانيان بر آنها تحميل شده است توجه برخي از سياستمداران و روشنفكران به فرهنگ جلب شده است، چرا كه فرهنگ را پديده اي مي دانند كه همه رويدادها به آن وابسته است. حتي كشورهاي قدرتمند اروپايي امروزه در برابر امواج سهمگين فرهنگ بيگانه و غير خودي احساس ناامني مي كنند. پديده ي هويت فرهنگي در آستانه ي قرن 21 چنان مورد توجه قرار گرفته است كه حتي برخي جنگ آينده را جنگ فرهنگي مي دانند. هانتيگتون تز «برخورد تمدن هاي» خود را بر اين اساس عنوان نموده است. بنابراين حفظ فرهنگ بومي و ملي و نيز توانا ساختن آن اساس سياست هاي فرهنگي در جوامع مختلف قرار گرفته است تا به واسطه ي آن ضمن مقابله با تهاجم فرهنگ هاي بيگانه، توانايي هاي خود را بيافزايد تا با اين افزايش قدرت آفرينشي و ابداعي در چالش با ديگران پيروز بدر آيند.
حفظ هويت فرهنگي آن است كه بايد فرهنگ ملي و مذهبي را در برابر آن چه كه آن را تهديد و مورد تجاوز قرار مي دهد، حفظ و حراست كنيم.
كشورهاي جهان سوم در حالي كه خواهان حفظ هويت فرهنگي خود هستند. اما به جهت برون آمدن از وضعيت عقب ماندگي اقتصادي و تكنولوژيكي به راه غرب مي روند و بدون آنكه متوجه باشد در دام غرب گرفتار مي شوند. اين وابستگي اقتصادي و پيوند نامبارك اگرچه موجبات پيشرفت هايي مي شوند اما لطمه به هويت فرهنگ ملي آنان وارد مي سازد. و البته كشورهاي قدرتمند غربي با برخورداري از امكانات وسيع و برتر ارتباط جمعي و اختصاص دادن بودجه هاي بسيار سنگين به فعاليت هاي فرهنگي از چنان نيرويي برخوردارند كه به سهولت ارزش هاي فرهنگي خود را معتبر مي سازند و روانه ي كشورهاي مغلوب مي سازند. بنابراين هر ملتي كه بخواهد مستقل و آزاد باشد و از سلطه ي بيگانگان خارج شود مي بايست بر عامل وحدت ملي و توانايي هاي هويت فرهنگي خود تكيه كند. بايد بكوشد تا با شناخت درست از اوضاع و احوال جهان و نيز امكانات خود در چارچوب يك برنامه ريزي همه سونگر، توليد ملي فرهنگي خود را فزوني بخشد و به سازندگي فرهنگي، اقتصادي بپردازد.

پي نوشت :
1. سوره قصص 77/28
2. بحارالانوار ج 65 - ص 318
3. بحارالانوار ج 67 - ص 225


منبع: كتاب طرح تحقيقاتي شهر اسوه

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اسفند1388ساعت 8:20  توسط مسافر  | 

عجیب‌ترین کشتی تفریحی جهان (تصویری)



 

http://files.tabnak.com/pics/201003/201003090809061604.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201003/201003090809061637.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201003/201003090809063243.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201003/201003090809064644.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201003/201003090809062497.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201003/201003090809063836.jpg



+ نوشته شده در  یکشنبه 23 اسفند1388ساعت 13:47  توسط مسافر  | 

13 عدد جادویی است؟

 

اگر از كوچه پس كوچه های قديمی شهرآنجايی كه هنوز رگه هايی از خانه های قديمی كاهگلی يافت می شود گذر كنيم هنوز هم پلاكهای خانه هايی را می توان ديد كه روی آن 1+12 به جای سيزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم می توان يافت تحت اين عنوان: نحس بودن 13 ! 

آنچه در ادامه خواهيد خواند جادوی 13 است كه به نظر جالب می رسد !!!

● 13 عدد اول است. 

● 1-13^2 عدد اول مرسن است. 

13جسم ارشميدسی موجود است. (اجسام ارشميدسی اجسامی هستند كه وجوه آنها چند ضلعی بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهای آنها مساوی هستند.) 
عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp عدد اولی است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددی اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)

● 169=2^13 بامعكوس كردن ارقام آن داريم: 961="2^31 يعنی رقم های آن مجددا معكوس می شود." 

●2^13، 1+!12 را عاد مي*كند. 

● 13عدد Happy است.(برای دانستن اين كه عددی Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب می*كنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته می*شود. مثلا برای عدد سيزده 10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراين13" عدد Happyاست.) 

● 13نيمی از 3^3+ 3^1- است. 

●شاخه زيتونی كه در پشت دلارهای آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد. 

●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد می*كند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2، مقدار p-1)!+1 ) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده می*شود. مثلا عدد 5 عدد ويلسون است. تنها اعداد شناخته شده 5 و 13و 563 است .) 

●چرتكه چينی دارای سيزده ستون مهره* برای محاسبات است. 

● 13بزرگترين عدد اولی است كه می تواند به دو عدد متوالی به صورت n^2+3 افراز می شود.(آيا می توانيد اثبات کنيد؟) 

● 1+13- 13^13 عدد اول است. 

● نخستين حفره*ی اول با طول سيزده بين دو عدد 113و 127اتفاق می*افتد. (منظور از حفره*ی اول تعداد اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.) 

● 13 كوچكترين عدد اول جايگشت*پذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولی حداقل با دو رقم مجزا هستند كه با تجديد آرايش در رقم هايشان همچنان عددی اول باقی می مانند مثلا برای عدد 337 ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از ديگر اعداد از اين قسم می*توان به 13,17,37,79,113,119و جايگشتهای آن اشاره كرد.) 

● هشت عدد اول ديگر می*تواند به وسيله تغيير يك رقم از 13 توليد شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83} 

● نخستين بار پرچم امريكا 13 ستاره و 13 خط داشت كه نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلی اين كشور بود. 

● عدد 13 كوچكترين عددی است كه ارقام آن در پايه چهار معكوس 13 است. ( 13 در پايه چهار 31 است.) 

● رويه*ی بيضوی روی اعداد گويا كه دارای نقطه*ی گويا از مرتبه*ی 13 باشد موجود نيست. 

● 2^13= 19+...+8+7 

● عدد 2^13توسط مربعات مجزای اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بيان می*شود. 

●طولانی ترين ركورد پرواز يك جوجه 13 ثانيه است. 

سيزدهمين روز از فروردين شايد تنها بهانه*ايی باشد برای گذر از ازدحام شهر و رفتن به طبيعت، اما خوب می*دانيم اينبار نيز از نحوست 13 فرار می كنيم. 

اما 13 برای شما تنها ياآور نحسی آن است؟ 

●131211109876543212345678910111213عدد اول است. 

● معكوس عدد 2^13 عددی اول است. 

● ELEVEN + TWO = TWELVE + ONE(عبارت فوق تحريفی از حل معادله*ی 13 است.) 

● 13كوچكترين عدد اولی است كه از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا يعنی 2^3+2^2 بدست می آيد. 

●اقليدس و ديافانتی هر كدام 13 كتاب نوشته*اند. 

●با به كار بردن نخستين سه عدد اول داريم : 13="5+3^2 

●فيلم" 13 نوامبر" ، آلفرد هيچكاك هيچگاه به پايان نرسيد. 

●مجموع نخستين 13عداد اول برابر 13 امين عدد اول است. 

●رساله 13 جلدی Almagestبزرگترين كار بطلميوس بود. قضيه*ی رياضی را با توجه به حركتهای ماه ،خورشيد و سياره ها را فراهم ساخت. 

● مجموع باقی مانده های حاصل از تقسيم عدد 13 برنخستين اعداد اول تا 13 برابر 13 است. 

● 13كوچكترين عدد اولی است كه مجموع ارقام آن مربع است. 

●13كوچكترين عدد اولی است كه به شكل p^2+4( كه p اول است) نوشته می شود. 

● اويلر 13 فرزند داشت كه 5 فرزند او به سن نوجوانی رسيده و تنها 3 نفر باقی ماندند. 

● مجموع توانهای چهارم نخستين 13عدد اول به علاوه*ی عدد يك ، عددی اول(6870733) است. 

● 13 كوچكترين عدد اول Sextanاست اين عدد برابر است با : 
(p = (x^6+y^6)/(x^2+ y^2 

● اگر برای عدد اول pداشته باشيم:p-1)!="-1 " mod p^2 ) آن عدد، عدد ويلسون است. ( تنها اعداد شناخته شده 5 ،13 و 563 است.) 

● (13+1)13-13^(13+1) عددی اول است. 

● بد يمن بودن روز جممعه ايی كه 13امين روز ماه باشد يكی از خرافات رايج در جوامع است. 

●13كوچكترين عدد اولی است كه به صورت مجموع مجزا از اعداد اول به شكل 4n+3نيست. 

●به طور طعنه آميز گفته می شود كه : 13 ، 15 امين عدد خوشبختی است. 

●13بزرگترين عدد اول فیبوناچی است كه(13)Fاول است. 

13 از متصل شدن دو عدد نخست مثلثی ساخته می*شود.( 1, 1+2, 1+2+3 ... اعداد مثلثی هستند.) 

● مجموع نخستين 13 عدد اول 238كه مجموع ارقامش 13 است 

● .به طور طبيعی هر سال 12 ماه دارد اما در حقيقت 13 ماه داريم تعجب نكنيد ماه آسمان را فراموش كرديد با دوازده ماه سال 13 می شود. 

● 13="2^3+1^3+0^3 

● كوچكترين عدد اولی است كه به صورت مجموع دو عدد اول ( 2+11) نمايش داده می*شود و همچنين كوچترين عدد اولی است كه به صورت مجموع دو عدد مركب (4+9 ) نوشته می*شود. 

● 13بزرگترين عدد اول مينيمال در پای 3 است. 

● 13/13333333333333 عدد اول است. (توجه كنيد كه تعداد ارقام 3 بعد 1 ، 13 عدد است.) 

● 13="3+7+3(توجه" كنيد كه3^13="(7+3)+7^3) 

● 0^10+2^10+3^10+5^10+7^10+11^10+13^10عدد" اول است كه بزرگترين عدد اول نا تيتانيك (Titanic Number) است. ( NumberTitanicاعداد اولی هستند كه تعداد ارقام آن بيشتر از 1000 است.) 

● 13-13^2عدد اول است. 

● 13+13+13/13+13*13+!13+13^13 و13+13+13/13+13*13+13^13 دو عدد پانزده رقمی اول هستند. 

● 13جوابی برای معادله*ی ديوفانتوسی (Diophantine Equation) z^2="x^3-y^3" است. يعنی؛ 3^7-3^8="2^13 

● 13/(13+13+13+13+13+13+13+131313+13^13) عددی اول است كه شامل 13بار تركيباتی از عدد 13 است مثلا 131313سه بار 13 در آن آمده است. 

● ماموريت قمر" آپولو 13" در مسير ماه بی نتيجه ماند علت انفجار در قسمتی از سفينه بود . نكته جالب اين است كه اين قمر در ساعت 13:13 پرتاب شده بود و اين اتفاق در 13 اوريل شكل گرفت. ( احتمالا روز جمعه!!!!!!!!) 

● 13امين عدد اول مرسن عدد 1-521^2 و 13امين عدد لوكاس (Lucas Number) عدد521است.)اعداد لوكاس اعدادی هستند كه به نام رياضيدان فرانسوی EdouardLucasنامگذاری شده اند و در دنباله 1 و3و4و7 و11و.... قرار دارند اين دنباله به صورت ذيل ساخته می شود كه جمله اول 1 و دومين جمله 3 جمله های بعدی از مجموع دو جمله قبلی ساخته می شود مثلا جمله سوم مجموع جمله اول با دوم يعني 1+3 است. 

● (13="(!3*!1)+(!3+!1)13" و 31تنها اعداد مرسن Emirp شناخته شده هستد. 

● 13كوچكترين عدد اولی است كه به شكل p^2+pq+p نوشته می*شود. 

● معكوس ((1+13^13)^13) يك عدد Brilliantاست. ( به اعدادی Brilliantگويند كه دو فاكتور اول با طول يكسان دارند.)
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 اسفند1388ساعت 13:43  توسط مسافر  | 

پدر، معلم خانواده






مسئله پدري و عهده داري سرپرستي فرزندان ، مسئوليتي خطير و موفقيت در آن مستلزم آگاهي ، فداكاري و اخلاق و اعتقاد است . به فرموده پيامبر پدر مسئول است : والرجل راع علي اهل بيته و هو مسئول عنهم . او مسئول است اعتماد را در درون خانواده بياورد، مراقب فرزندان باشد و زمينه را براي استقلال و آزادي فراهم آورد و مخاطرات را از آنها دور سازد.
ازهمان دوران جنيني پدر بايد زمينه ساز تربيت فرزند باشد تا روزي كه او به دنيا آمد دچار گرفتاري و سردرگمي نباشد .

وظيفه و نقش پدر

پدر مسئول دادن آگاهي هاي لازم و پرورش فرهنگي فرزندان است. از نظر كودك اوست كه همه چيز را مي داند ، به همه ي سؤالات پاسخ مي گويد . از هر واقعه اي ، در هرجا كه اتفاق افتد خبر دارد، آينده و گذشته را اوست كه بايد خبردهد ، و بالاخره اوست كه دريچه اي از اطلاعات را به روي كودك مي گشايد.
شايد تصور كودك از پدر اغراق آميز باشد ولي در كل اين نكته درست است كه افراد بزرگسال واجد اطلاعات و تجاربي هستند كه كودكان فاقد آنند و اگر آنها از كودك مضايقه نمايند از موقعيت شايسته و مناسبي محروم مي گردند. پدر در اين رابطه متعهد انجام نقشي است كه ديگران از آن عاجزند.
پدر از يك ديد ، معلم خانواده ، رهبر و قانون دان است . از طريق پدر است كه كودك به گفته خواجه نصيرطوسي از تدبير و كمالات نفساني ، چون آداب وفرهنگ ، هنر وصناعات وعلوم و طريق زندگي كه اسباب بقاء و كمال نفس او هستند برخوردار مي شود.
اين خطاست كه تصور شود نقش فرهنگي فقط به عهده مدرسه است، زيرا پايه هاي صحيح علم و اطلاع را پدر درخانواده مي گذارد و اوست كه فرزندان را در جهت توسعه و اطلاعات و رشد مهارت ها و معلومات و پرورش ذوق و سليقه و جهت دادن آنها ياري مي كند. پدر ممكن است بسياري از آنچه را كه خود مي داند به فرزند خويش منتقل نمايد و بسياري از مسائل مورد نياز و مشكلات و معماهاي او را حل كند و از اين ديد وضع راهنمايي را براي كودك ايفا كند و راهي براي زندگي او عرضه نمايد .

اهميت پدر در جنبه الگويي

كودك در مسير رشد از افراد بسياري اثر مي پذيرد و تحت تأثير ديده ها و شنيده هاي بسياري است. همه ي آنهايي كه اطراف او هستند و به نحوي در او اثر دارند مدل و الگوي كودكند . اما پدر از همه ي آنها مهمتر و مؤثرتر است و اين اهميت و تأثير تا سنين نوجواني همچنان بر جاي خويش است .
رفتار پدر در سنين خردسالي فرزند براي او همه چيز است : درس ، اخلاق ، تربيت ، سازندگي يا ويرانگري. طفل همه چيز را از او كسب مي كند: محبت ، شفقت ، وفاداري ، خلوص و صفا ، رشادت و شهامت ، ادب و تواضع ، عزت نفس ، سجاياي اخلاقي ، درستكاري ، پشتكار ، سربلندي ، شرافت ، صداقت و...
اين امر آن چنان از نظر روانشناسان تربيتي گسترش دارد كه برخي از آنها رفتار فرزندان را انعكاسي از رفتار پدران دانسته اند و گفته اند : تو اول كودك خود را به من بنماي تا بگويم تو كه هستي . نحوه استدلال پدر، به كارگيري وسايل و ابزار، كينه توزي و خود خواهي او و... همه در كودك مؤثر است .
بر اين اساس پدران در برابر رفتار شخصي خود مسئولند. و با افكار و رفتارشان كودك را جهت مي دهند ، و موجبات رشد و يا سقوط شخصيت فرزندان را فراهم مي آورند.

شرط اثر گذاري پدر

شرايط اثرگذاري پدر در كودك اين است كه پدر در خانه باشد و در حضور كودك باشد ، همدم و همبازي او باشد ، به او محبت كند ، از نظر كودك عادل باشد ، در برخوردها هيچگونه تبعيضي نداشته باشد تا به نظر كودك كسي آيد كه به رفع نيازهاي او اقدام مي كند و در كل ، او پدر را دوست داشته باشد.
فرزند در چنين شرايطي است كه از پدر الگو مي گيرد و مي كوشد كردار و رفتارش را با او موافق سازد . در غير اين صورت ممكن است طفل در اثر خشم و فشار پدر از او سرمشق بگيرد ولي چنين جنبه الگويي هرگز پايدار نيست . طفل جبراً راه و روش پدر را تكرار مي كند. ولي دردل هرگز عشقي نسبت به او احساس نخواهد كرد و هرگز نخواهد انديشيد كه چون او باشد و حركات و رفتارش را براساس خواسته او شكل بدهد. طبيعي است هرگونه تلاش و اقدامي كه دراين راه به عمل آيد بي ثمر خواهد بود.

تربيت از راه الگو

پدران اگر بخواهند فرزند خود را بپرورانند و او را به شيوه و روشي خاص جهت دهند بايد مدل و الگوي راه و روشي باشند كه براي فرزند خويش خواستارند. پدراني كه بين عمل و گفتارشان ، تفاوت است و پدراني كه فرصتي كافي براي ارتباط با فرزندان خود ندارند هرگز الگوي خوبي براي فرزندان خود نخواهند بود .

يك روش تربيتي

پدر در طريق سازندگي كودك ، آشنا كردن او به ضوابط و شرايط محيط و زماني هم براي دادن آموزشهاي لازم و كافي در يك امر نياز دارد فرزندان خود را به سفر ببرد . لذا از شما پدران مي خواهيم برنامه سير و سفر و گشت و گذار خود را كلاس درس كنيد و خود معلم اين كلاس باشيد . حال كه بناست مثلاً پنج روزي درمسافرت باشيد از قبل براي آن برنامه ريزي كنيد. ببينيد در قطار و در كوپه خود چه چيزهايي را مي توانيد بگوييد ، چه قصه هاي قابل ذكري داريد كه در آن نكات آموزنده و سازنده اي باشد و چگونه مي توانيد بسياري از اهداف و مقاصد تربيتي را پياده كنيد .
هرچه كه در مسير با آن برخورد مي كنيد به فرزندتان معرفي كنيد . از تاريخ آن بگوييد ، در مورد فوايد و مضار آن بحث كنيد ، از نكاتي كه مي تواند مايه عبرت آموزي باشد بحث به ميان آوريد چون اين فرصت ها كمتر پيش مي آيند و حتي گاهي ممكن است فرصت پديد آيد ولي ديگر دير شده باشد. مثل زماني كه فرزندان شما به سنين نوجواني ، بلوغ و جواني رسيده اند.
شما با گردش دادن فرزند و همراه كردن آنها با خود ، مخصوصاً درهفت سال سوم زندگي او با نشان دادن مناظر آموزنده و سازنده مي خواهيد كاري كنيد كه او اولاً غم و رنج خود را فراموش كند ، ثانياً ساخته و پرداخته شود و ثالثاً رابطه مفيد و سازنده اي با شما برقرار كند. براين اساس بايد مراقب باشيد و سعي كنيد روابط شما با او سالم و طبيعي و به دور از آشفتگي ها باشد. در طول همراهي با او ، سعي كنيد از او كمتر ايراد بگيريد، كمتر انتقاد كنيد و خاطر او را كمتر مشوش سازيد. تذكر اشتباهات او به صورت غير مستقيم ، مشفقانه و حتي در خفا باشد.
صبر و تحمل شما درهمراهي فرزند بسيار كارساز است. خود دار و مسلط باشيد. بكوشيد به گونه اي برخورد كنيد كه دست شما از دست او خارج نشود. مخصوصاً در هفت سال سوم زندگي فرد ، كه در آن صورت ترميم دل شكسته و تحت كنترل درآوردن او بسيار مشكل است . در اين صورت او حال غزالي را دارد كه اگر بگريزد به زحمت ممكن است با شما مأنوس گردد.

زيان جدايي ها

پدر بايد زمينه ساز انس و الفت از طريق ايجاد رابطه با فرزند باشد. اين رابطه از طرق مختلف در محيط خانه و زندگي فراهم مي شود . مثلاً از طريق تشكيل جلسات مشاوره خانوادگي و شركت دادن كودك در تصميم گيري ها . وجود چنين نزديكي هايي سبب مي شوند كه طفل با پدر احساس صميمت و انس كرده و خود را نسبت به او نزديك بيابد.
عدم توجه وعدم همكاري و هم كلامي نسبت به فرزند سبب مي شود كه كودكان به تدريج از پدر بگسلند و به دوستان و معاشران خود توجه كنند ، با آنها راز دل بگويند و به تدريج دست خود را از دست پدر بيرون بكشند. گاهي چنين كودكاني به سوي معلمان و يا افرادي كه داراي مقامي برترند روي آورده و از پدر مي گريزند.
اين امر ممكن است از جهاتي و يا در مواردي به نفع كودك باشد ولي از خطرات وعوارض آن نبايد غافل شد.
وجود شكاف بين پدر و كودك ودرعوض انس با دوستان و معاشران و رابطه تنگانگ با آنان گاهي ممكن است به قيمت رسوايي و آلودگي فرزند تمام شود و دامنه آلودگي را به مرز خانواده بكشاند.

وقت گذاري پدر

فرزندان شما نياز به وقت گذاري شما دارند تا از وجود شما و از زمينه هاي انس و الفت شما بهره اي گيرند. راه و روش زندگي را از شما فرا گرفته و طريق زندگي خود را هموار سازند. شما هرچند كه سرگرم و مشغول كار باشيد بازهم به صلاح و مصلحت شماست كه در شبانه روز لااقل نيم ساعت با فرزندتان همراه باشيد، با او حرف بزنيد ، بگوييد و بخنديد، استراحت و تفريح كنيد.
در سايه اين وقت گذاري قادر خواهيد شد رفتار فرزندتان را دريابيد، از ريشه و منشاء آن باخبر شويد، اگر رفتاري ناپسند دارد از آن سر درآورده و راه رفع واصلاح آن را پيدا كنيد . از تمايلات و خواسته هاي او آگاه شويد و در اين رابطه تصميم بگيريد.
كودك در آينده به آن كس دلبسته تر خواهد شد كه با او سابقه انس وارتباط بيشتري داشته باشد. و حرف و سخن آن كس را بيشتر پذيرا خواهد شد كه باب رفافت وملاحظات با او گشاده باشد . و شما در سايه ي اين وقت گذاري موفق خواهيد شد رابطه ي او را با خود ، با اعضاي خانواده و از آن مهم تر با خدا محكم تر سازيد.
منبع:دانشنامه رشد
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 اسفند1388ساعت 13:30  توسط مسافر  |